حتی اگه دیدن تو برام بشه غیر محال ، مهم اینه دوست دارم ، فاصله ها رو بی خیال .

پرواز که می کنی به جایی که می خواهی می روی ، پرتاب که می شوی به جایی که می خواهند تو را می برند ، پس پرواز کن تا به جایی که می خواهی بروی .

باران باش و ببار و نپرس پیاله های خالی از آن کیست !

قلکمو میشکنم با نصف پولش نازتو میخرم ، با نصف دیگش مداد رنگی تا نازتو بکشم .


اگر شبی از شبای زمستانی مسافری به عنوان گرمای نگاهت به تو پناه آورد تنهایش نگذار ، شاید در گرمترین روزهای تابستان به خنکیه ی لبخندش محتاج شوی .

غمگینو بی قرارم ، غمگین تر از بهارم ، وقتی تو رو ندارم ، نفرین به هرچی دارم .

این پیام تقدیم به کسی که نامش در بهار من ، یادش در اندیشه ی من ، عشقش در قلب من و دیدارش آرزوی من است .

فریاد زدم بدونی بیزارم از جدایی ، دلم برات تنگ شده عزیز دل کجایی ؟

اگر شب های من روشن ، تویی فانوس شبهایش ، اگر حرفی زنم از گل ، تویی معنا و مفهومش ، اگر من عاشقم عشقم تو هستی ، اگر من شاعرم شعرم تو هستی .

دوست عزیزم هروقت تونستی برف رو سیاه کنی ، کلاغ را سفید ، هروقت تونستی آتش را ببوسی ، در آب نفس عمیق بکشی ، هروقت تونستی اشک سنگ رو ببینی ، شادیه غم را ببینی ، اون موقع من تو را فراموش خواهم کرد .

تو را با غیر خود می بینم صدایم در نمی آید ، دلم می سوزد و کاری ز دستم بر نمی آید ، نشستم باده خوردم خون گریستم کنجی افتادم ، تحمل می رود اما شب غم سر نمی آید .

شب ها که بغض می کنی دنیا سکوت می کنه ، زمان به صفر می رسه زمین سقوط می کنه .

من و تو ایم دو پژمرده گل میان کتاب ، من و تو ایم دو دلبسته از قدیم به هم ، شبیه یکدیگریم و چقدر دلگیر است ، شبیه بودن گلهای بی شمیم به هم ، من و تو رود شدیم و جدا شدیم از هم ، من و تو کوه شدیم و نمی رسیم به هم ، بیا شویم چو خاکستری رها در باد ، من و تو را برساند مگر نسیم به هم !

حلالم کن اگر دوری اگر دورم ، اگر با گریه می خندم حلالم کن که مجبورم ، نگو عادت کنم بی تو که می دونی نمی تونم ، که می دونی نفسهامو به دیدار تو مدیونم .






خوشحالم که بردم چون کسی رو از دست دادم که دوستم نداشت
 
خوشحالم که باختی چون کسی رو از دست دادی که دوستت داشت . . .


ک ساعت که آفتاب بتابد ، خاطره آن همه شب های بارانی از یاد میرود
 
این است حکایت آدم ها ، فراموشی . . .

هرز گاهی دریا هوس میکنه به ساحل سری بزنه
 
براش مهم نیست ساحل دستشو میگیره یا نه
 
مهم اثبات وفاداری دریاست . . .
 

ک سبد درد ، یک گلدان مرگ ، و لباسی سفید برای جشنی بزرگ
 
خواه ناخواه همه دعوت میشویم . . .


نوشته شده در تاریخ سه شنبه 3 آذر 1388    | توسط: h s    | طبقه بندی: عاشقانه،     | نظرات()